السلمي

397

مجموعة آثار السلمي

ديگر شاگردان سلمى ، كه سبكى وذهبي از ايشان نام برده‌اند در موضوع تصوف وتاريخ آن تأليف قابل ذكر وشهرت وآوازه‌اى ندارند ، هرچند برخى از ايشان در علوم حديث وتاريخ عمومى تأليفاتى از خود بر جاى گذاشته‌اند كه از بين ايشان أبو عبد الله الحاكم ، صاحب تاريخ نيشابور ومكتوباتى در علم حديث ، وأبو صالح مؤذن كه از حافظان بزرگ زمان خود بوده واز سلمى وأبو نعيم هر دو روايت كرده است از همه برجسته‌ترند . آثار مكتوب سلمى 6 ) سلمى - چنانكه پيشتر گفته شد - از نخستين كساني است كه به نوشتن تاريخ تصوف و « طبقات » پرداخته است . ليكن بايد دانست كه أو تنها مورّخ تصوّف ورجال آن نيست بلكه در أصل تصوّف ومسائل خاص آن نيز كتابهاى متعدّد نوشته كه متأسفانه بسيارى از آنها از بين رفته وآنچه بر جاى مانده است هم بيشتر به صورت خطّى باقىمانده ونشر نيافته است . سلمى از ديدگاههاى گوناگون تصوّف را در كتابهاى خود مورد بحث وتحقيق قرار داده ، گاه به تلخيص قواعد وآداب آن پرداخته ، گاه به شرح ونقد آراء كساني كه مخالف با روح كلّى تصوّف سخن گفته ، يا بدعتى نامقبول گذاشته‌اند ، قيام كرده است . همچنين دربارهء برخى از فرقه‌هاى صوفيه كتب ورسائل مستقل تأليف كرده است ، از جمله رساله‌اى كه دربارهء ملامتيه وأصول تعليمات وآداب ايشان نوشته ، كه ما در اين كتاب آن را در دسترس خوانندگان قرار خواهيم داد . حافظ عبد الغافر در كتابهاى خود از تأليفات سلمى در تصوف با اين عبارت ياد كرده است : « . . . كتابهاى أو در علوم تصوف به اندازه‌اى است كه هيچ‌كس بر أو پيشى نگرفته است ، چنانكه تعداد تصانيف أو به بيش از صد كتاب ورساله مىرسد » . « 26 » ليكن نويسندهء اين سطور تنها بر نام شانزده كتاب از وى اطلاع يافته كه بعضي از آنها را بروكلمان ذكر كرده است ، وتاكنون فرصت بررسى وتحليل مطالب همهء آنها را نيافته‌ام ، هرچند نصوصى را كه أستاذ ماسينيون در ارتباط با حلاج از آن متون منتشر ساخته است ديده‌ام . طبقات الصوفية ، نسخهء خطى موزهء بريطانيا ، ودو رسالهء ملامتيه وغلطات صوفيه را مطالعه كرده‌ام ، ليكن در اينجا تنها به ذكر نام شانزده كتاب ياد شده واينكه آيا تاكنون چاپ ونشر شده يا نسخهء خطى است و

--> ( 26 ) . عين عبارت در طبقات الشافعية ، ج 3 ، ص 61 ، به نقل از كتاب السياق عبد الغافر آمده است . ذهبي نيز در تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 249 آن را از تاريخ نيشابور نوشتهء همان مؤلّف نقل كرده است .